علل جاودانگي نهضت عاشورا
عناصر ماندگاري نهضت امام حسين (ع) چه بود كه اين سان بر تارك تاريخ مي درخشد و شعاع نورانيت آن تا افق هاي بي كران روشني مي بخشد؟ رژيم سفّاك اموي گمان كرد كه با فاجعه كربلا قادر خواهد بود پيام عاشورا را خاموش كند ، اما نمي دانست پيام حماسه كربلا در تاريخ پايدار خواهد ماند.
علل جاودانگي اين نهضت را مي توان بدين شرح دانست:
1. آزادگي و زير بار ذلت نرفتن: امام حسين (ع) در طول نهضت از مدينه تا شهادت، درس آزادگي در برابر ستمگران و فاسدان را به همه آدميان آموخت و در روز عاشورا فرمود: آگاه باشيد! اين فرومايه، فرزند فرومايه، مرا بين شمشير كشيده و خفت و خواري قرار داده است و هيهات كه زير بار ذلّت برويم!(لهوف ص 136). او در عصر روز عاشورا از كوفيان خواست اگر دين نداريد، دست كم آزاده باشيد. حسين(ع) نيك مي دانست دين اسلام با آزادگي، جانبازي و فداكاري محفوظ مانده است.
2. اصلاح امت محمدي: گفتمان و رفتار آل اميه بر پايه سنت هاي جاهلي، بدعت و انحراف از قرآن و سنت نبوي و نيز مبارزه با اهل بيت (ع) همراه با تبعيض و بي عدالتي بود. امام حسين(ع) كه براي سامان بخشيدن به چنين جامعه اي مسئوليتي الهي داشت، به همين رو در آغاز حركت از مدينه به برادرش محمدبن حنيفه وصيت كرد: نهضت من براي پيروزي و رستگاري و سامان بخشيدن به امت جدم محمد(ص) است(الفتوح ج5 ص33). وي هيچ هدفي جز اصلاح امت نداشت زيرا اگر براي رياست دنيوي و حكومت حركت ميكرد زنان و اطفال را همراه خود نمي برد.
3. مبارزه با ستمگران: يكي ديگر از اهداف امام حسين(ع) كه پيام او را جاوداني و جهاني كرده است، مبارزه با ستمگر و اجراي مساوات، عدالت و قسط بود؛ آن گونه كه فرمود:« زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي دانم» و نيز فرمود:«من براي سركشي و سرپيچي و ظلم حركت نمي كنم»(الفتوح ج5 ص33)
4. مبارزه با فساد اجتماعي: يكي از وظايف بنيادين رهبران الهي و آگاهان هر جامعه ، مبارزه با مظاهر فساد در اشكال گوناگون آن است. امام حسين(ع) درباره وضع موجود و نهضت خود فرمود:اي مردم!رسول الله(ص) فرموده هر كس حاكم ستمگري را ببيند كه محرّمات را حلال و پيمان خدا را بشكند و با سنت نبوي مخالفت كند و در ميان بندگان خدا با گناه و تعدي عمل كند و با گفتار و كردار اعتراض نكند، بر خدا فرض باشد كه او را به جايي كه شايسته اوست،ببرد.بدانيد كه اينان از شيطان پيروي مي كنند و اطاعت از خدا را ترك گفته و فساد را آشكار كرده و حدود الهي را تعطيل كرده و اموال عمومي را مخصوص خود گردانيده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده اند و من شايسته ترين فرد به تغيير اين وضع هستم.(تاريخ طبري ج4 ص304) و نيز در وصيت خود فرمود: من اراده امر به معروف و نهي از منكر كرده ام.
5. گفتگو براي هدايت گمراهان: امام حسين(ع) همچون انبيا هيچ گاه از وظيفه آگاهي بخشي خود كوتاهي نكرد و در هر منزل به هدايت مخالفان خود مي پرداخت؛ آن سان كه زهيربن قين بجلّي را كه از عثمانيان بود هدايت كرد او در شب عاشورا به امام حسين (ع) گفت:به خدا دوست دارم هزار بار كشته شوم و دوباره زنده شوم تا خدا مرگ را از تو وخاندانت دور كند!.امام حسين (ع) از هرگونه جنگ افروزي نيز خودداري كرد و به يارانش فرمود: ما آغازگر جنگ نخواهيم بود.(انساب الاشراف ج3 ص1322 ). آن حضرت حتي صبح عاشورا از گفتگو با كوفيان خودداري نكرد. ياران آن حضرت نيز فرزانگاني بودند كه به پيروي از پيشواي خود، از راه گفتگو سعي در هدايت كوفيان داشتند؛ چنانكه زهيربن قين به آنان گفت: فرزند فاطمه (س) به نصرت و ياري شايسته تر از ابن زياد است.و شمر كه سخنان او را برنمي تافت به سوي وي تيري پرتاب كرد. بريربن حضير و حبيب بن مظاهر نيز به موعظه كوفيان پرداختند.(تاريخ طبري ج4 ص316).
6. عاشورا ، تجلي گاه ادب و اخلاق: امام حسين(ع) سمبل اخلاق انساني بود ويارانش نيز در عالي ترين درجات اخلاقي بودند؛ تا جاييكه امام حسين(ع) برادرش را با عبارت«جانم فداي تو باد»، صدا ميكرد. آن حضرت براي يارانش احترام بسياري قائل بود و متقابلا آنان نيز با امام حسين (ع) در نهايت ادب رفتار ميكردند و او را با عبارت« جانم فداي تو باد»، خطاب ميكردند.مثلا هنگاميكه حر در روز عاشورا به آن حضرت پيوست، چنين گفت:« فدايت شوم! من همان كسي هستم كه اجازه ندادم كه بازگردي و بر تو سخت گرفتم. آيا خدا توبه مرا ميپذيرد؟». امام حسين (ع) فرمود: بله، خداوند توبه تو را مي پذيرد. سپس به ميدان جنگ رفت و دسته اي از شجاعان سپاه عمربن سعد را كشت و خودش نيز به شهادت رسيد.امام حسين (ع) خاكهاي چهره اين قهرمان را پاك كرد و فرمود: تو آزاده هستي، همانگونه كه مادرت تو را آزاد ناميد.تو در دنيا و آخرت حر هستي.(لهوف ص144). در برابر امام حسين(ع) و يارانش ، كوفيان و يزيديان مردمي پست و زشت خو بودند و با بي ادبي با آن حضرت و يارانش سخن مي گفتند؛ آنگونه كه عبدالله بن حوزه هنگاميكه در برابر امام حسين (ع) قرار گرفت، گفت: اي حسين! بشارت باد بر تو آتش دوزخ!. آن حضرت گفت:«چنين نيست! من به سوي پروردگار بخشنده ام خواهم رفت. خدايا او را به سوي آتش بكش!» ناگهان اسب او رم كرد و او را به زير انداخت، ولي پاي چپش در ركاب گير كرد و سر او به سنگ ها ميخورد، تا كشته شد.(انساب الاشراف ج3 ص1325)
7. محبت و مهرورزي: محبت، دوستي و كشش به سوي چيزي را گويند كه اثر آن در خانواده، خون گرمي است و در اجتماع نيز موجب پيوستگي و انسجام. پيامد محبت در افراد، وفاداري و فداكاري، جوانمردي و گذشت و عشق و مهرورزي به يكديگر خواهد بود.امام حسين(ع) و يارانش سمبل مهرورزي بودند وعالي ترين مظاهر محبت را به نمايش گذاردند.حضرت هنگامي كه در منزل ذوهسم سپاه حر را درآن بيابان سوزان مشاهده كرد،به جوانان فرمود:اينان را سيراب كنيد وبه اسبانشان نيز آب دهيد.انان همه ي افراد سپاه حر واسبانشان را سيراب كردند . از اين سو،مردمي زشت خو،پست وخشن بودند كه از ترس جانشان وبراي چند روز زندگي بيشتر در دنيا شرافت انساني خود را زير پا نهادند وبه فرمان عمر بن سعد بر جنازه شهداي كربلا اسب راندند وبه دستور شمر به خيمه ها وزنان وبچه هاي خاندان رسول الله (ص) حمله كردند. انان خيمه ها را اتش زدند وبه غارت بردند وانچنان پستي از خود نشان دادند كه لباس زنان را به زور از تنشان كشيدند(تاريخ طبري ج4 ص347) سپس به دستور عبيد الله زنان وكودكان اسير را درشهرها براي تماشاي مردم به شام روانه كردند وسرهاي شهيدان را بر فراز نيزه ها در جلوي كاروان اسيران حركت دادند .
8. بينش واگاهي وبصيرت: حماسه فداكاري ياران امام حسين(ع) مبتني بر شناخت، درك وخود اگاهي عميق نسبت به اسلام وجايگاه آن حضرت بود . شهداي عاشورا با انتخابي آگاهانه حسين (ع) را همراهي كردند وعاشقانه به سوي شهادت رفتند. انان در تمام شب عاشورا به رازونياز وعبادت پرداختند وبراي آنچه فردا در انتظارشان بود، لحظه شماري مي كردند. ياران امام حسين(ع) خردمنداني بصير بودند؛ به گونه اي كه وقتي شمر براي ابوالفضل وبرادرش امان نامه آورد آنان گفتند: لعنت خدا بر تو وامان نامه تو! آيا ما در امان باشيم وبراي پسر رسول الله (ص) امنيتي نباشد؟! (الفتوح ج5 ص168)
9. ازجان گذشتگي در راه هدف: امام حسين (ع) نه تنها خود، بلكه همه ي خاندان خود از خردسال ونوجوان وجوان وپير وزنان را فداي اسلام كرد. بي گمان اين فداكاري انديشه وخاطر هر فرد منصفي را متاثروبيدار مي كند.
بدين سان، آرمان هاي عاشورا ماهيت رباني وانساني دارد وبر فطرت عالي همه ي انسانها منطبق است. گفتمان عاشورا دو روي سكه ي تاريخ بشر وانبياي الهي است كه يك روي آن همه ي خوبيهاست وروي ديگرش همه ي پليدي ها.به همين روشعاير وانوار عاشورا مورد توجه مصلحان بزرگ بوده است تا انجا كه مهاتما گاندي رهبر فقيد هند گفته است: من زندگي امام حسين (ع) آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام وتوجه كافي به صفحات كربلا نموده ام. برمن روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد بايستي از امام حسين(ع) پيروي كند.(درسي كه حسين(ع) به انسانها اموخت، نور دانش ش3 ص445)
